لبخندی که خدا را زمینی می کند

وبلاگ > جعفری چمازکتی، احمد - این سحر هم گذشت بی تو ، آسمان دلم اما ابر غم دارد بی تو، این چه دنیایی است که می گذرد بی تو ، این چه آسمانی است که می بارد بی تو، این چه ناله ای که دل سر می دهد بی تو؟

آواز سحرگاهي چكاوكان ، صبح را نويد مي دهد ، براي من اما ، صبح نمي شود بي تو .
بودنم بي تو برايم عادت شده است ، يك عادت روزانه ، اما شب كه مي رسد ، خيالت را دارم كنارم و بوي گيسوانت ، مشام خيالم را مي نوازد ، انگار خيالت از تو وفادارتر است .

خاطرات، دروازه دل من است براي ديداري مجدد، براي ديدن چشمهايي كه آسمان آبي اش را وام گرفت از او و لبخندي كه خدا را زميني مي كند و آسمان را به تسخير دلم درمي آورد.

شبنم سلام ات جان تشنه خيالم را سيراب مي كند و من پروانه وار دور شمع خيالم به پرواز در مي آيم.

                                                                                  ********                                                                              
نيم نگاه

چشم قلبم، به در نگاه تو دوخته است. گاهي به قلبم سر بزن ، شريانهاي احساس قلبم با مهر نگاهت جان مي گيرند و احساس بودن را در من شناور مي سازند. اگر مايل نيستي، به نيم نگاهي هم راضي ام ، نيم روزي هم با حس نگاهت، زندگي مفهوم دارد براي من .


برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «لبخندی که خدا را زمینی می کند» اینجا کلیک کنید.


اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( خبر آنلاین ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-160207) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
منبع
برچسب ها : لبخندی زمینی
تمامی حقوق این سایت برای
پورتال سیحو | جدیدترین اخبار ایران و جهان
محفوظ میباشد .