از توصیه‌هایی پدرانه تا وحدتی که تقریباً هیچ است!/ نیم نگاهی به مأموریت‌های پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

به گزارش خبرنگار سرویس اندیشه خبرگزاری رسا، وحدت حوزه و دانشگاه ضرورتی است در عرصه جبهه فرهنگی انقلاب که بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) بر ایجاد این وحدت اینگونه توصیه میکنند: توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامى پیوند دوستى و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشهها و توطئههاى دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادى را دیدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند.

انسجام قشرهاى تحصیلکرده

اینجانب با آنکه دوران نقاهت پیرى را مى گذرانم و امیدهایى که داشتم به هیچ یک به طور دلخواه نایل نشدم، لکن از نهضتى که در سالهاى اخیر به تأیید خداوند متعال بپا شد و موجب نزدیکى قشرهاى تحصیلکرده با علماى دین شد، امید واثق دارم که این نور به خاموشى نگراید و هر روز شکافهایى که به دست خائنان سوداگر غرب و شرق براى استعمار ملل اسلام حاصل شده است، با جنبش دنیایى و همه جانبه طبقات تحصیلکرده اعم از روحانى و دانشگاهى از بین برود و با اطلاع از دردها و نابسامانیها به علاج و سازندگى بپردازند.(1)

علمای اعلام، دانشگاه را رد نکنید فردا مقدرات این مملکت دست اینهاست

از آقایان هم ـ علماى اعلام هم ـ گله دارم. اینها هم غفلت از بسیارى از امور دارند. ...اینهایى که دارند الآن براى اسلام کار مى کنند و چیز مى نویسند و ـ عرض مى کنم که ـ حالا حتماً یک خطایى هم کردهاند، خطایش را رفع بکنید. شما عالمید خطایش را رفع بکنید، طرد نکنید. آقا، ما امروز یک دانه آدم را لازم داریم، یک دانه هم براى ما غنیمت است الآن. در یک زمانى که همه قلمها و همه قدمها و همه تبلیغات بر ضد ماها هست، نه رادیو داریم که حرف ما را به کسى برساند، نه مطبوعاتى داریم، نه مطبوعاتْ آزاد است که بگذارند یک کلمه توى آن نوشته بشود، در یک همچو زمانى که ما دستمان بسته است، ما هیچ کار ازمان نمى آید، به این معنا که تبلیغاتى نداریم، راهى نداریم، در یک همچو زمانى ما هر فرد را لازم [داریم ]. آنهایى که قلم را دستشان گرفته اند و دارند ترویج مى کنند از شیعه، فرض کنید چهارتا هم غلط دارد، خوب غلطش را رفع بکنید؛ طرد نکنید، بیرون نکنید. شما دانشگاه را رد نکنید از خودتان. این دانشگاهیها فردا مقدرات مملکت دست اینهاست. تو که وزیر نمى شوى، من و تو که وزیر نمى شویم، ما که شغلمان على حده است. فردا مقدرات این مملکت دست این دانشگاهیهاست. اینها هستند که مى آیند یا وکیل مى شوند یا وزیر مى شوند یا ـ عرض مى کنم ـ چه مى شوند. شما اینها را براى خودتان حفظ کنید. هى طرد نکنید؛ هى منبر نروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت کنید، نه منبر بروید و فحش بدهید. فحش هم چیز شد در عالم؟! نصیحت کنید اینها را. شما بخواهید این جناح بزرگ را که الآن دارند فعالیت مى کنند. آنها هم توى حبس رفته اند، آنها هم زجر دیده اند، آنها هم تبعید شده اند، آنها هم بیرون از مملکتشان هستند، آنها هم جرأت نمى کنند وارد مملکت بشوند. آنهایى که الآن در آنجا چیز مى نویسند، منتشر مى کنند مسائل اسلامى را، مسائل دینى را دارند مى نویسند، منتشر مى کنند، درج مى کنند، شما اینها را از خودتان طرد بکنید، فردا اگر چنانچه این مقدرات مملکت دست یک دسته اى از اینها بیفتد و ببیند که این همه آخوندى که اینها را اینقدر زجر داد، با این آخوندهاى بعد که مى آیند چه خواهد کرد؟ همه دست به هم بدهید.

من گلهام از آقایان هم این است که آقایان جدا نکنند این جناحها را از خودشان، جدا نکنند این جناحها را. این جناحها را با هم ربط بدهند. از این طرف هم، روحانیون باید قدر این جمعیتى که براى اسلام دارند کار مى کنند، براى اسلام دارند چیز مىنویسند [بدانند]. اینها را باید بیاورند توى کار. آقا، آغوشتان را باز کنید. نگویید که این دانشگاهى ـ عرض کنم که ـ فاسق و فاجر! و... دائماً جدا نکنید. آنها شما را جدا کنند که این نمىدانم مرتجع است و قدیمى! کىْ آخوند مرتجع است؟ آخوند در صف اول پیشروها واقع است؛ این مرتجع است؟! شما هم از آن طرف بگویید که این نمى دانم دانشگاهى است، و این بىدین است، و این نمىدانم چطور و فلان. نخیر، غلط است اینها. هر دو با هم دست برادرى بدهید، دست برابرى بدهید، مسائلتان را طرح بکنید.(2)

ید واحده

لازم است شما جوانان دانشگاههاى قدیم و جدید به هم پیوسته و با سایر طبقات ملت پیوند اخوت اسلامى برقرار کنید. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا.» این است دستور محکم نجات بخش قرآن کریم که باید نصب عین خود قرار دهیم و از تفرقه و تشتت، که جز شکست در مقابل طاغوت نتیجهاى ندارد، پرهیز نموده از خداوند تعالى نجات ملت را بخواهیم.(3)

احترام متقابل

لازم است طبقات محترم روحانى و دانشگاهى، با هم احترام متقابل داشته باشند. جوانان روشنفکر دانشگاهها به روحانیت و روحانیون احترام بگذارند. خداوند تعالى آنها را محترم شمرده و اهل بیت وحى، سفارش آنها را به ملت فرمودهاند. روحانیت قدرت بزرگى است که با از دست دادن آن خداى نخواسته پایههاى اسلام فرو مىریزد و قدرت جبار دشمن، بىمعارض مىشود.

مطالعات دقیق اجانب استثمارگر در طول تاریخ به آن رسیده که باید این سد شکسته شود و تبلیغات دامنه دار آنها و عمال آنها در چند صد سال، موجب شده که مقدارى از روشنفکران را از آنها جدا و به آنها بدبین کند تا جبهه دشمن، بىمعارض شود. اگر احیاناً در بین آنها کسانى بىصلاحیت خود را جا بزنند لکن نوع آنها در خدمت هستند، به حسب اختلاف موقف و خدمت آنها ملت را پایبند اصول و فروع دیانت نموده، به رغم اجانب و عمال آنها باید این قدرت را تأیید و حفظ نمود و با دیده احترام نگریست.

روحانیت به طبقه جوان روشنفکر احترام گذاشته و آنها را چون فرزندانی عزیز و برادرانی ارجمند بدانند

روحانیون محترم باید به طبقه جوان روشنفکر که در خدمت اسلام و کشور اسلامى است و به همین جهت مورد حمله عمال اجانب است، احترام گذاشته آنها را چون فرزندانى عزیز و برادرانى ارجمند بدانند و این قدرت بزرگ که مقدرات ـ خواه ناخواه ـ در دست آنها خواهد افتاد، از دست ندهند؛ و از تبلیغات سوئى که بر ضد آنها در این چند صد سال شده و آنها را در نظر بعضى طور دیگر جلوه دادهاند تا از تفرقه استفاده هر چه بیشتر برند، احتراز کنند. و کسانى را که جهلاً یا از سوءنیت موجب دور نگه داشتن این طبقه مؤثر است از روحانیت، از خود برانند و به آنها اجازه ایجاد تفرقه ندهند و مطمئن باشند که با ضم این دو قدرت بزرگ پیروزى به دست مىآید و با جدایى روى آن را نخواهند دید.(4)

وحدت حوزه و دانشگاه از منظر رهبر معظم انقلاب

از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب آیتالله خامنهای با بیان اینکه حوزه علمیه و دانشگاه دو شعبه از یک مؤسسه هستند، به طلاب و دانشجویان توصیه کردند: طلّاب و دانشجویان قدر یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگی نکنند، احساس خویشاوندی و برادری را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاهها عملاً – قبل از قولاً – کوشش کنند که نمونه‌های کامل عالم دین و طلبه علوم دینی را به طلّاب و دانشجویان ارایه بدهند و نشان بدهند که هر دو نسبت به یکدیگر با حساسیت مثبت و با علاقه، همکاری می‌کنند؛ این همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه است.(5)

وحدت حوزه و دانشگاه سبب آباد شدن دین و دنیای جامعه خواهد شد

ما دو نهاد اصیل دانشجویی داریم. یکی متوجه به کسب علوم مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری در مباحث دینی و نوآوری در فهم مسایل روز و حادث شونده در زندگی است که این حوزه علمیه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسایل دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شؤون زندگی، آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کُنج محراب یا خانه است بلکه در قلمرو وسیع زندگی بشر؛ این گروه این را باید یاد بگیرند، احکام جدیدش را تحقیق کنند، ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب در هر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش حوزه علمیه است. یک نهاد دانشجویی دیگر داریم که این نهاد ناظر است به اداره امور زندگی مردم منهای مسایل مربوط به دین. مردم معاش دارند، کسب دارند، راه دارند، ساختمان دارند، جسم دارند، شناسایی‌های گوناگون لازم است. تحقیق در امور زندگی مردم لازم است علوم مختلف و انواع و اقسام دانشها، برای بهتر کردن و راه انداختن زندگی مردم، وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیری این دانشهاست که اینها را فرا بگیرد... و آنها را برای پیاده شدن در جامعه آماده کند. تحقیقات نو، دنیایی را جذب کند و خودش به نوبه خود، تازه‌هایی در این دانشها بیافریند و به بشریت عرضه کند. این هم یک نهاد دانشجویی دیگر. حالا اگر هر دوی این نهادهای دانشجویی خوب کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش، هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهتگیری زندگی او را تصحیح میکنند و اینها حرکات زندگی او را تسهیل می‌کنند. آنها فکر و ذهن و روح او را آنچنان که از زشتی‌ها و نادرستی‌ها می‌آلایند که بفهمد به کجا باید حرکت کند و اینها وسیله این حرکت را به دست او می‌دهند تا حرکت کند.(6)

تضاد افکار حوزه و دانشگاه مانع وحدت جامعه خواهد شد/وحدت حوزه و دانشگاه تقریباً هیچ

با توجه به این توصیهها به سراغ یکی از شاگردان شهید مفتح و شهید بهشتی، حجت الاسلام و المسلمین علی ذوعلم، مدیر پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی رفتم که در پاسخ به سؤالم مبنی بر اینکه وحدت حوزه و دانشگاه را چگونه ارزیابی میکنید گفت: وحدت حوزه و دانشگاه در دو دهه اخیر تقریباً هیچ و حتی پاین‌تر از هیچ بوده است.

وی همچنین تضاد فکری حوزه و دانشگاه را سبب انشقاق جامعه دانست و خاطرنشان کرد: اگر قرار باشد جامعه به وحدت برسد این وحدت در گرو وحدت تفکر و اندیشه در جامعه است که این دو را حوزه علمیه و دانشگاه بر عهده دارند.(7)

دانشکدهای در تراز اهداف ناب انقلاب اسلامی

پاسخ حجتالاسلاموالمسلمین ذوعلم این دغدغه را در من ایجاد کرد تا با نهادهایی که در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه گامهای مؤثری برداشته‌اند بیشتر آشنا شوم.

دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشکده تهران با توجه به فعالیت‌های ارزشمندی که در فراهم نمودن شرایط مناسب تحصیلی و شغلی برای طلاب علاقه‌مند به مدرسی در دانشگاه به وجود آورده یکی از نهادهایی به شمار می‌رود که در عرصه جبهه فرهنگی انقلاب گام‌های مؤثری در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه برداشته است.

دکتر رمضان رضایی، معاونت علمی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رابطه با فعالیتهای این دانشکده میگوید: دانشکده ‏معارف‏ ‌و اندیشه‏ اسلامی یکی از دانشکده‏‌های‏ دانشگاه‏ تهران و مانند بقیه دانشکده‏‌ها اعم از دانشکده حقوق ‏‌و علوم ‏‌سیاسی، الهیات ‏‌و معارف ‏‌اسلامی، ادبیات ‏‌و علوم ‏‌انسانی، زبان‏‌های خارجی، علوم اجتماعی، جغرافیا، فنی، علوم‏ پایه فیزیک و غیره است.

وی خاطرنشان کرد: دانشکده معارف ‌و اندیشه اسلامی جدیدالتأسیس و مختص مدرسی معارف اسلامی است. در این جا دانشجویان در مقطع فوق ‏‌لیسانس و دکترا تحصیل می‏‌کنند که اکثراً طلبه بوده و برای مدرسی آماده می‏‌شوند و ارشد و دکترای مدرسی می‏‌گیرند.

دکتر رضایی در این باره افزود: می‏‌دانید که دانشگاه تهران دانشگاه مادر است و بیش از هشتاد سال از تأسیس آن می‏‌گذرد. همه مصوباتی که در دانشگاه تهران به عنوان قانون آموزشی تصویب می‏‌شود، وزارت علوم و تحقیقات و دانشگاه‏‌های دیگر از آن الگو می‏‌گیرند و جزء آیین نامه‌های اصلی کشور می‏‌شود.

اساتید حوزوی بهتر می‌توانند نیازهای معرفتی دانشجویان را رفع کنند

معاونت علمی دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران در جواب این سؤال که تعامل حوزه  علمیه با دانشگاه و تربیت متخصص مدرسی چه ثمراتی را به دنبال خواهد داشت، تصریح کرد: اساتید ما از حوزه هستند و قطعاً بهتر می‏توانند با دانشجو در مورد مباحث احکام، فقه، سبک زندگی، مسائل شخصی و جامعه بحث کنند زیرا مدرسان حوزوی به این مسائل نسبت به کسانی که در دانشگاه در یک رشته خاص تخصص گرفته آشنا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و واقفتر هستند.

یکی از هدفهای دانشکده علاوه بر آموزش، جنبه تربیتی آن است. دانشجویان ما که بعضاً در شهرهای خود با روحانیان تعامل نداشته‏اند، با حضور اساتید روحانی در دانشگاه‏ها می‏توانند سؤالات در مورد اخلاق، احکام و مباحث شخصی که در سن بلوغ و در شرف ازدواج برایشان رخ می‏دهد را از آن‏ها جویا شوند.

وی هنگامی که سخن از، شهید مفتح و شهید بهشتی در میان آمد از کمبود چنین افرادی در عرصه دانشگاه و حوزه علمیه ابراز تأسف کرد و گفت: هر چند ما می‏‌خواهیم اساتیدی تربیت کنیم که دانشگاهی، روانشناس و جامعه‌شناس باشند اما این شخصیت برای ما مهم است. در حال حاضر در دانشگاه ها و حوزه علمیه اساتیدی چون شهید مفتح و شهید مطهری بسیار اندک هستند؛ اما اگر ما چنین اساتیدی را تربیت کنیم که پاسخگوی مسائل دانشجویان باشد، یک اتفاق خوب در دانشگاه رخ خواهد داد.

دکتر رضایی شناحت محیط دانشگاه و حوزه علمیه را برای ایجاد وحدت میان حوزه علمیه و دانشگاه را ضروری دانست و اظهار داشت: اگر استادی فقط طلبه باشد و احکام بداند ولی دانشگاه را نشناسد یک مشکل است و اگر صرفاً دانشگاهی باشد و حوزه را نشناسد یک مشکل دیگری است.

نباید فکر کنیم که دانشجویان و دانشگاهیان ما به درس‏‌های حوزوی نیازی ندارند. دانشجو باید با احکام و حلال و حرام و مباحث دینی آشنایی پیدا و بتواند معارف علوم قرآن را تا حدی تفسیر کند و برای این منظور جایی وجود ندارد، پس باید در خود دانشگاه اساتیدی برای این سؤالات و نیازها وجود داشته باشد.(8)

بقا و تداوم نظام اسلامی در گرو اسلامی‌سازی علوم انسانی است

حجت‌الاسلام دکتر محمد جعفری عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اسلامی سازی علوم انسانی را در گرو وحدت حوزه و دانشگاه دانست و اظهار داشت: مهمترین ثمره وحدت حوزه و دانشگاه در مقوله اسلامی سازی علوم انسانی خود را نشان می‌دهد زیرا صرفاً در سایه همکاری و هم افزایی این دو نهاد، این مهم انجام می‌شود و شکی نیست که بقا و تداوم نظام اسلامی در گرو همین اسلامی سازی است.

نقش پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ایجاد وحدت

در ادامه سؤالی به ذهنم آمد که آیا نهادی هست تا عهده‌دار ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه باشد و رسیدن به جواب این سؤال و پیدا کردن نام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آن‌قدرها هم سخت نبود.

علیرغم تلاش های مکرر و بیان دغدغهها، متأسفانه برخی از مدیر گروههای این مجموعه حتی از جواب تماسهای خبرنگار سرویس اندیشه خبرگزاری رسا هم دریغ کردند! لیکن برای آشنایی بیشتر با این پژوهشگاه در وبگاه اطلاع رسانی آن بیانیه مأموریتی وجود داشت که تنها، نشانگر مسؤلیتهای خطیر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه بود و اینکه این مجموعه تا کنون چه مقدار به این اهداف و مأموریتها نزدیک شده است اطلاعات کافی در دسترس نیست!

متن بیانیه مأموریت‌ بدین شرح است:

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سال۱۴۰۴در ميان كشور‌هاي اسلامي به قطب علمي در حوزه علوم انساني– اسلامي تبديل خواهد شد(چشم‌انداز بيست ساله پژوهشگاه)

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مركزي است پژوهشي - آموزشي و بر اين باور است كه شناخت انسان و ارزشهاي انساني از مهمترين مباني تمدنهاي بشري و تمدن اسلامي است. با اين باور فلسفه حيات پژوهشگاه چنين است:

«نظريه پردازي در مناسبات دين و علوم انساني و توسعه مرزهاي علوم انساني ـ اسلامي و بومي»

پژوهشگاه با همه توان ميكوشد در آفاق جهاني، قطب علمي در حوزه علوم انساني ـ اسلامي باشد.

پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ويكي‌پديا:

پژوهشگاه بيش از همگان در برابر اصحاب دانشگاه و حوزه احساس تعهد دارد و نيز از برآوردن نيازهاي مجموعه نظام و جامعه اسلامي سر بر نميتابد.

پژوهشگاه بر آنست تا در دو دهه پيش رو، با بهره گيري از توان دانشيان حوزه و دانشگاه، بانظر داشت به معارف اهل بيت(عليهم السلام) در نظريه‏پردازي گامهايي بلند بردارد و تصويري درخور از خود بنماياند.

پژوهشگاه از روشها و ابزارهاي نو در قلمرو پژوهش و فرآوري اطلاعات، بيشترين بهره را خواهد برد تا ژرفاي دانش را با پهناي فناوري پيوند زند.

پژوهشگاه روح اخلاق، معنويت و تعهد را در همراهان و همدلان خود ميگسترد تا ضمن حفظ محققان و كاركنان، توان علمي و مهارتي ايشان در پرتو معرفت بالندهتر شود.

پژوهشگاه دستاوردهاي معرفتي خود را به هرگونه ممكن و مناسب، از كتاب، مقاله، خدمات پژوهشي، آموزشي و مشاورهاي و جز آن، در دسترس خواهندگان و پژوهندگان مينهد.(9)

با توجه به آنچه که خواندیم به نظر می‌رسد به طور عملی آنگونه که باید و شاید در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه به توصیه‌های دلسوزانه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب توجهی نشده است! لیکن سرویس اندیشه خبرگزاری رسا با توجه به این توصیه‌ها و رسالتهای رسانهای خود اعم از بررسی، تحلیل و اطلاع رسانی شفاف از فعالیتهای حوزوی، روند تحقق وحدت حوزه و دانشگاه را بررسی و در گزارش‌های بعدی نتیجه را به مخاطبان عزیز به صورت شفاف ارائه خواهد داد.

/874/402/ر

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منابع:

1. صحیفه امام؛ ج 2، ص 345

2. صحیفه امام؛ ج 3، ص 247-251

3. صحیفه امام؛ ج 3، ص 318-319

4. صحیفه امام؛ ج 3، ص 325-326

http://farsi.khamenei.ir/FA/Views/vahdat.jsp .5 

6. همان

7. http://www.rasanews.ir/detail/News/467596/43

8. http://www.rasanews.ir/detail/News/464388/43

9. www.rihu.ac.ir/


برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «از توصیه‌هایی پدرانه تا وحدتی که تقریباً هیچ است!/ نیم نگاهی به مأموریت‌های پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» اینجا کلیک کنید

اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( رسا نیوز ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-359060) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
منبع : رسا نیوز