دشمن خودكفايي ما را نشانه گرفته است

به گزارش روز يكشنبه ايرنا از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، متن كامل اين گفتار به شرح زير است:
در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي كه ارتش كمابيش ضعيف‌تر از قبل شده بود، به‌تدريج اين خطر احساس شد كه احزاب و گروه‌ها اقدام به تشكيل حلقه‌هاي نظامي كنند و پيش از آن‌كه انقلاب اسلامي موفق به طراحي و معرفي يك الگوي منسجم نظامي شود، اين گروه‌ها وارد عمل نظامي شوند. البته حضرت امام رحمه‌الله به ارتش توجه داشتند و پيام مي‌دادند، اما در خود بدنه‌ي ارتش بايد كساني اين دستورها را اجرا مي‌كردند. به همين خاطر اعضاي شوراي عالي دفاع و از جمله حضرت آقا كه نماينده‌ي حضرت امام رحمه‌الله در شورا بودند، ارتباطات منظم و مؤثري را با ارتشيان ايجاد كردند. همچنين در درون ارتش نيز افرادي مثل شهيد صياد و گروه‌هايي كه آنها تشكيل داده بودند، حضور داشتند. اين‌ها با گروه‌هاي مشابه خودشان در شهرستان‌ها هم ارتباط برقرار كرده بودند.
نيروهاي انقلابي در ارتش آن زمان دو گونه بودند؛ يكي نيروهاي انقلابي كه در سِمت‌هاي فرماندهي بودند. حضرت آقا هم در جلسات و هم از طريق دفتر مشاورت حضرت امام رحمه‌الله كه در ستاد مشترك مستقر بود، با اين افراد ارتباط داشتند. علاوه بر اين، در ارتش يك بدنه‌ي انقلابي هم حضور داشت كه از پايين شكل گرفته بود و با افراد و گروه‌هاي مشابه خود در شهرهاي مختلف ارتباط برقرار كرده بود و جلساتي هم داشتند، اما چون قدرت اجرايي نداشتند، نتيجه‌ي جلسات خود را بايد به تهران مي‌رساندند يا با افراد واسطه‌اي ارتباط مي‌گرفتند كه نظرات آنها را به گوش امام رحمه‌الله برسانند. ما كه آن زمان در اصفهان بوديم، به چنين شخصيت‌هايي زياد مراجعه مي‌كرديم. مثلاً يكي از اين شخصيت‌ها شهيد آيت‌الله صدوقي رحمه‌الله در يزد بودند كه مي‌دانستيم با حضرت امام رحمه‌الله ارتباط نزديك دارند.

**حضور ميداني در ارتش
البته اين مشكل در برخي ارتباط‌ها پيش مي‌آمد كه بخش بسياري از مطالبي كه ما مي‌خواستيم بگوييم و استدلال‌هايي كه براي آنها مي‌آورديم، جنبه‌ي تخصصي داشت و به همين دليل اگر آن شخصيت واسطه غير نظامي بود، نمي‌توانستيم آن مطالب را درست به او منتقل كنيم. بنابراين گاهي پيش مي‌آمد كه يك ساعت صحبت مي‌كرديم، اما نتيجه كاملاً خلاف آن چيزي بود كه مي‌خواستيم. اگرچه برخي از اين بزرگواران مانند شهيد صدوقي رحمه‌الله به ما مي‌گفتند كه مطالب تخصصي نظامي را به فلان شخص بگوييد. بنابراين رساندن يك مطلب به حضرت امام رحمه‌الله كار نسبتاً سختي بود.
شخصيت حضرت امام رحمه‌الله در اداره‌ي انقلاب يك شخصيت بي‌همتاي جانشين معصوم عليه‌السلام بود و ما در جايگاهي نيستيم كه درباره‌ي چگونگي ايشان نظر بدهيم، اما اداره‌ي جنگ در صحنه‌ي رزم نيازمند روش‌هايي است كه به‌اصطلاح مي‌گويند روش‌هاي ميداني. آن روش ميداني را فقط يك نفر جبران مي‌كرد و آن هم حضرت آقا بود. ايشان در عرصه‌ي نظامي، تصميم‌سازي را به‌خوبي به تصميم‌گيري وصل مي‌كرد و اين امتياز برجسته‌ي ايشان بود. ارتباط بدنه‌ي انقلابي ارتش با ايشان براي پيشبرد امور جنگ بركات فراواني را به بار آورد.
در همين اثنا بود كه به‌تدريج آشنايي حضرت آقا با بدنه‌ي ارتش تقويت شد. مسئوليتي كه به حضرت آقا واگذار كرده بودند و توجهي كه ايشان به ارتش نشان دادند و استعدادي كه در برقراري اين رابطه داشتند، سبب شد تا ارتباط ايشان با بدنه‌ي ارتش و نظاميان به طرز چشمگيري گسترش يابد.
با اولين تماس‌هاي ايشان با ارتش، علقه‌هاي محبت بين دو طرف ايجاد شد و اين مسأله براي نظاميان اهميت بسياري داشت. مثلاً نظاميان در آن زمان دوست داشتند كه وقتي برخي مسئولين انقلابي در ارتباط با مسائل دفاعي ديداري با آنان دارند، با ارتشيان برخورد نظامي داشته باشند، اما معمولاً اين اتفاق نمي‌افتاد. من اولين صحنه‌اي كه از حضور ايشان در ارتش به ياد دارم، زماني بود كه ايشان در يك مكان نظامي حاضر شدند و با خبردار و اداي احترام گروهاني كه در آن‌جا مستقر بود، مواجه شدند. همه منتظر بودند كه ببينند ايشان چه واكنشي نشان مي‌دهند و البته در باور همه بود كه ايشان احتمالاً دستشان را روي سينه مي‌گذارند و مثلاً مي‌گويند أيّدكم‌الله؛ يعني همان‌گونه كه اكثر مقامات برخورد مي‌كردند. اما همه با ناباوري ديدند كه ايشان دست راستشان را كه آن زمان مجروح نشده بود، بالا بردند و به طرف عمامه‌ي خود گرفتند و فرمان آزاد دادند. اين واكنش ايشان براي جمع حاضر بسيار عجيب و در عين حال بسيار جذاب بود. يعني اگرچه عده‌اي مي‌گفتند روحانيت اين‌گونه واكنش نشان نمي‌دهند، اما در دلشان دوست داشتند كه چنين واكنشي را مشاهده كنند. اين نوع برخوردهاي ايشان باعث شد تا كم‌كم در اذهان جابيفتد كه اين‌گونه هم مي‌شود برخورد كرد. در واقع آنچه به عنوان يك وجه تمايز در شخصيت ايشان براي نظاميان بسيار جذاب بود، همين نوع برخوردهاي ايشان با نظاميان بود؛ راست‌قامتي و مواجهه مانند خودشان. من الان احساس خودم را در آن زمان مي‌گويم. اين‌كه شما با هر صنفي مطابق با آن صنف رفتار كنيد، امر جذابي است. مولا علي عليه‌السلام در سفارش خود به مالك اشتر براي ورود به مصر فرمودند كه وقتي به آن‌جا مي‌روي، آنها سنت‌هايي دارند، سنت‌هاي حسنه‌ي آنها را تغيير نده.
اين كارها باعث شد بين ايشان و نظاميان ارتباط برقرار شود و اين ارتباط هر چه پيش مي‌رفت، تقويت مي‌شد. اين‌گونه شد كه در زمان جنگ، در مناطق درگيري، وقتي نيروهاي نظامي مي‌شنيدند كه نماينده‌ي امام رحمه‌الله در شوراي عالي دفاع در منطقه حضور دارد، در مقابل ايشان تمكين مي‌كردند و مي‌دانستند كه تمامي مطالب مورد نظر آنها و گزارش‌هاي مربوطه به حضرت امام رحمه‌الله انتقال پيدا مي‌كند و تبديل به دستور مي‌شود و براي اجرا ابلاغ مي‌شود.
مي‌خواهم بگويم كه نگهداري ارتش بعد از انقلاب به مسائلي وابسته بود كه اين مسائل صرفاً با دستور انجام نمي‌شد. درست است كه روز 29 فروردين يك نقطه‌ي عطف در مسير ارتش بود، اما نقطه‌ي تمام‌كننده نبود. بايد جلوي توطئه‌ها و انتظارات سوء گرفته مي‌شد و اين هدف جز با برقراري ارتباطات عميق بين مسئولين انقلابي و بدنه‌ي ارتش محقق نشد. در اين ميان مهم‌ترين ارتباط بين مسئولين و ارتش را حضرت آقا برقرار كردند كه ارتباطي قلبي، عملي و همراه با توجه ايشان به نهادها و نمادهاي نظامي بود. حضرت امام رحمه‌الله هم با لحاظ اين استعداد، ايشان را به عنوان نماينده‌ي خود در شوراي عالي دفاع منصوب كردند.

**تعويض روغن 12هزار دلاري!
يكي از نقاط عطف ارتباط حضرت آقا با ارتش، فرمان ايشان براي تأسيس جهاد خودكفايي بود. براي تبيين اهميت اين اقدام لازم است اشاره‌اي به وضعيت صنايع نظامي كشورمان قبل از پيروزي انقلاب داشته باشم. در رژيم گذشته تأمين تجهيزات نظامي ما عمدتاً با خريد از خارج بود. آنچه بسيار ناراحت‌كننده بود، اين بود كه كاركردن با تجهيزات و تعمير و استفاده از آنها رده‌بندي داشت و نيروهاي ما اجازه‌ي اين كار را نداشتند. هر وسيله‌ي تجهيزاتي ما در سطحي از اين رده‌بندي جا داشت. مثلاً نيروي ما اجازه نداشت همين گلنگدن معمولي سلاح را باز كند. در مورد تجهيزات نظامي بزرگ‌تر مثل بالگرد حتي تعويض روغن به عهده‌ي يك استوار آمريكايي بود كه در حدود سال‌هاي 54 و 55، مبلغ 12هزار دلار حقوق مي‌گرفت. تيم‌هاي مستشاري نظامي ديگر اعم از تعميركاران و كارشناسان هم وضعيتي مشابه داشتند و ما در آن زمان صحنه‌هاي تأسف‌برانگيزي را شاهد بوديم. اين مسأله باعث شده بود كه واقعاً نيروهاي ما حالت منفعل داشته باشند و فقط كارهاي ساده‌ي رده‌ي يك و دو را خودشان انجام دهند.
حضرت امام رحمه‌الله كه آمدند، ما را بيدار كردند و اين باور را در ما ايجاد كردند كه شما مي‌توانيد با دست خالي بايستيد و انقلاب خود را پيروز كنيد. حضرت آقا تعريف مي‌كنند كه اولين گزارش‌هايي كه در جريان جنگ به من رسيد، اين‌گونه بود كه هواپيماهاي ما فقط تا دو هفته‌ي ديگر مي‌توانند پرواز كنند. چون تأمين تمام تجهيزاتش از خارج است. يعني تا آن زمان تمام فكرها بسته بود. حضرت آقا با همان نگاهي كه امروز به توليد ملي دارند، آن زمان هم همين نگاه را به خودكفايي ارتش در تجهيزات داشتند. ايشان در آن زمان از تجهيزات و از بدنه‌ي ارتش بازديد مي‌كردند و استعدادها و توانمندي‌ها و تخصص‌هاي ارتش را به‌خوبي مي‌ديدند و به همين دليل اقدام به تشكيل جهاد خودكفايي كردند. ابتدا ما باور نمي‌كرديم كه اين اقدام آن‌همه بركات داشته باشد، اما گزارش‌هايي كه الان به دستمان مي‌رسد، بسيار حيرت‌آور است.
من پس از انقلاب وارد يكي از كشتي‌هاي جمهوري اسلامي شدم. هنوز مهندس كشتي خارجي در آن كشتي بود و هنوز بعضي از قسمت‌ها به صورت اجاره بود. الان اما وقتي شما فرضاً به كشتي شهيد بايندر مي‌رويد، مي‌بينيد كه قطعات و تكنيك‌ها و تجهيزات آن -سلاح، كنترل، فرماندهي و توپ‌هاي جنگي و ...- را مهندسين داخلي طراحي كرده‌اند و ساخته‌اند و راه‌اندازي كرده‌اند. براي همين است كه امروز دشمن نه سلاح و تجهيزات ما را، كه جهاد خودكفايي ما را نشانه گرفته است.
سيام **6084 **1446

انتهای پیام /*

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «دشمن خودكفايي ما را نشانه گرفته است» اینجا کلیک کنید.

اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( ایرنا ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-3949) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
منبع : ایرنا

تبلیغات



جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات