سیل، و باز هم خودشیفتگی سدسازها

وبلاگ > محمدی، عباس - علیرضا دائمی در چند دولت، معاون وزیر نیرو و همیشه مدافع سدسازی بوده است. اگر بخواهیم سه چهار تن را نام ببریم که لازم است در مورد فاجعه‌های سد گتوند، نابود شدن چشمه‌های عظیم مانند کانی‌بل، زیر آب رفتن هزاران هکتار مرتع و جنگل و باغ، غرق شدن آثار فرهنگی بی‌مانند، بی‌خانمان شدن هزاران خانوار، افزایش اختلاف‌های بین استانی بر سر آب، خشک شدن دریاچه‌ی اورمیه، و دیگر عوارض سدسازی بی‌رویه پاسخ‌گو باشند، حتما یکی از ایشان دائمی است.

اما، پس از سیل‌های چند روز اخیر که خسارت‌های بی‌شمار و چند کشته را به 13 استان کشور تحمیل کرده، علیرضا دائمی با اعتماد به نفسی بهت‌آور باز هم از فایده‌ی سدها برای جلوگیری از خطر سیل گفته است(1)! معلوم نیست که جز سیل‌زده و تعطیل شدن چندین شهر و ده‌ها روستا، از بین رفتن هزاران هکتار مرتع و زمین کشاورزی، نابود شدن یا آسیب‌دیدگی تاسیسات بسیار، مرگ انبوهی از دام‌ها، و جان باختن چند هم‌میهن، دیگر چه چیز باید رخ می‌داد که سدها مانع آن شده اند؟!

سال‌ها است که یکی از توجیهات مدافعان سد سازی برای کار خود، «مهار سیل» توسط سد است و البته میزان و تکرار سیل‌ها در ایران، باوجود صدها سد بزرگ و هزاران سد و بند متوسط و کوچک که در سال‌های اخیر ساخته شده، ده‌ها برابر سه چهار دهه پیش شده است. سدسازان نمی‌گویند که بی‌اعتنایی آنان و دیگر مدیران کشور به حفظ پوشش‌های گیاهی زمین سبب افزایش سیل‌های ویرانگر شده؛ نمی‌گویند که سیل‌های طبیعی (آن‌ها که ناشی از دخالت نابخردانه‌ی انسان در طبیعت نیستند) بخشی از پدیده‌های زیست‌بومی ضروری برای کارکرد سالم پهنه‌های گوناگون طبیعت (تالاب‌ها، مصب‌ها، آبخوان‌ها، ...) هستند؛ همچنین نمی‌گویند که سدها که سازه‌هایی بس گران‌قیمت و کوتاه‌عمر هستند، اصلا مناسب مهار سیل‌ها نیستند که آورنده‌ی گل و لای، پرکننده‌ی حجم مفید مخزن سدها و آسیب‌زننده به آن‌ها هستند.

سدها، حتی پیش از آن که عمر مفیدشان به پایان رسد (که در این صورت بار اضافه‌ی بسیار سنگین و پرخطر برای انسان و طبیعت خواهند بود) می‌توانند خطر سیل را بیشتر کنند. در همین سیل اخیر، باز کردن دریچه‌های سد دز، به شکلی حتی ناگهانی‌تر از طغیان رودخانه‌ی مهارنشده، سیلاب را به پایین‌دست روانه کرد. در عین حال، نمونه‌های زیادی از شکسته شدن سدها را داریم که خسارت و مرگ‌و‌میر بسیار در پی داشته اند. برای مثال می‌توان از شکسته شدن سد دشت در استان گلستان (در سال 1381)، دو بار شکسته شدن سد کارون 4 (در جریان ساخت آن)، شکسته شدن سدهای ماشکید سراوان، راین، چنار منشاد یزد، و مدوارات شهربابک (1391)، سد شوسف (1392)، و سد روستای حسین‌آباد نیشابور (1393) یاد کرد. سدسازان هیچ‌گاه از خسارت‌هایی این‌چنین که به ثروت‌های ملی وارد شده، سخن نمی‌گویند.

سیل‌های چند روز اخیر، بیش از همه در استان خوزستان (بخش‌های شاوور، شوش، مسجد سلیمان، دزفول، هفتگل،...)، و استان‌های ایلام، چهارمحال بختیاری،، و فارس خسارت به بار آورده؛ استان‌هایی که بیشترین سدهای بزرگ را دارند. آقای دائمی! سرانجام روزی فرا خواهد رسید که شما و همکارن‌تان پاسخ‌گو شوید... .

پی‌نوشت

1) تارنمای الف 26/1/1395


برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سیل، و باز هم خودشیفتگی سدسازها» اینجا کلیک کنید.

اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( خبر آنلاین ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-419) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
منبع : خبر آنلاین

تبلیغات



جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات