چرا قره باغ مهم است؟/ بررسی پیامدهای تشدید بحران و تأثیر منطقه‌ای آن

وبلاگ > سلیمانی، افشار - دکتر افشار سلیمانی، کارشناس مسائل بین الملل و سفیر پیشین کشورمان در باکو در گفتگو با هفته نامه صدا، تحولات قره باغ و تأثیر آن بر منطقه را مورد بررسی قرار داده است:

چرا قره باغ مهم است؟ اهمیت سیاسی، دینی، منطقه‌ای و بین المللی قره باغ چیست؟

قره باغ قبل از آنکه از اهمیت ايدئولوژيک برخوردارباشد در منطقه قفقاز جنوبی برای دو کشور درگیر و سه کشور پیرامون، ایران، ترکیه و روسيه دارای اهمیت ژئوپوليتيک است. از سوی دیگر با تبدیل بحران این منطقه کوچک به کارت بازی بزرگ در دوره پسا شوروی اهمیت بین المللی یافته است.

اردوگاه مسيحي و اسلامی و حتی یهودی به بازی در این منطقه وبا این کارت ادامه می دهند و دست اردوگاه مسیحی برتر است. سرزمینی که در قرون گذشته و تا قبل از عهد قاجار کاملا مسلمان و شیعه نشین بود بیش از 22 سال است که کاملا مسیحی شده است. هرگونه تغییر به نفع ارمنستان به زیان ترکیه و آذربایجان و مسلمانان منطقه خواهد بود. انتشار اخباری در مورد اسکان تعداد قابل توجهی از ارامنه سوریه و کردهای پ.ک.ک در منطقه قره باغ با همکاری ارمنستان و روسیه با هدف تدارک برای عملیات ایذایی از سوی روسیه علیه ترکیه، نمودی از اهمیت این منطقه برای روسیه است.

ریشه های تاریخی این بحران در کجاست؟ چقدر با مناسبات جنگ سرد ارتباط دارد؟
بذر این بحران از عهد قاجاریه و در دوره روسیه تزاريه با ارمنيزه کردن قره باغ پاشیده شده و در دوره پسا تزاريه و شوروی و نظام دوقطبی و جنگ سردی و در زمان صدارت ژوزف استالين استمرار ماجراجویانه یافته است. شیوه بذرباشی به گونه ای صورت گرفته که گویی درهمان سالها پیش بینی شده بود که روزی شوروی فروخواهد پاشيد زیرا مزید بر ارمنی سازی جمعیت قره باغ، تقسیم بندی جمهوریهای شوروی درمنطقه قفقاز در قالب انقطاع ژئوپولیتيک ونه اتصال ژئوپوليتيک تحقق یافته است؛ بدین معنی که میان سرزمینهای آذربایجان و در حد فاصل آذربایجان و نخجوان، اراضی ارمنستان واقع است و میان قره باغ ارمنی نشین متعلق به آذربایجان و خاک ارمنستان ،شهر لاچين حلقه وصل است.

در صحبتهای خود مرتب به نقش روسیه اشاره می کنید. می خواهم به صورت تفصیلی در این باره صحبت کنید. روسیه در دوره های مختلف چه برنامه هایی برای قره باغ داشته وچرا اینقدر قره باغ برای روسیه مهم بوده است؟
منطقه قره‌‌باغ در دوران صفویه جز قلمرو ایران محسوب می‌شد، اما پس از انعقاد قرارداد گلستان و ترکمنچای به روسیه تزاری واگذار شد. توأم با دشمنی شکل گرفته بین روسها و قاجارها، سیاست های دولت تزاری روسیه در راستای حمایت از جمعیت مسیحیان خارج از قلمرو روسیه قرار گرفته بود که موجب جلب توجه هرچه بیشتر ارامنه به سوی روسیه شد.

حتی قبل از جنگ های ایران و روس در سال ۱۷۹۳ ارامنه با ارسال نامه و گسیل هیئت از روسیه تقاضای کمک کردند و در زمان کاترین کبیر فرمانی برای اعطای تسهیلات برای مهاجرت ارامنه به قفقاز صادر شد.

خط مشی روسیه از زمان پطر کبیر مبتنی بر حسن نیت با ارامنه بوده است که آنها نیز با کمک های همه جانبه خود در طول جنگها آن را جبران کرده اند. به طوریکه نقشی که ارامنه در پیشروی روسها به گنجه داشتند نیز بسیار مهم بوده است. ارامنه بعد از افتادن قفقاز به دست روسیه به ایفای نقش خود ادامه داده و در راستای سیاست های روسیه تزاری در دوره های مختلف در مناطق مسلمان نشین سکنی یافتند.

در عهدنامه های گلستان و ترکمانچای نیز در جهت تسهیل مهاجرت ارامنه به قفقاز موادی گنجانده شده بود؛همچنین در عهدنامه ادرنه در سال ۱۸۲۹ که یکسال بعد ازمعاهده ترکمانچای و بین روسیه و عثمانی منقعد شد، نیز چنین مواردی تکرار شد. در این زمان تنها مشکل پذیرش مهاجرین از طرف ساکنین بود که با ترفندهایی از سوی روسها این مشکل نیز برطرف گردید.

از سوی دیگر همراه با تضعیف نفوذ قاجار در قفقاز مهاجرت مسلمانان به سمت قسمت های خارج از قلمرویی که تحت نفوذ تزارها قرار گرفته بود، شروع شده بود که یکی از این بخش ها قره باغ بود. در زمان جنگ های دوم ایران و روس ایلاتی از قره باغ را نيز به داخل ایران کوچانیده اند.

درست بعد ار معاهده گلستان ۳۹۰ خانوار ارمنی در شوشا اسکان داده شدند. به این ترتیب جمعیت ارامنۀ قره باغ از ۹ درصد در سال ۱۸۲۳، به ۳۵ درصد در میانه قرن نوزدهم، ۴۰ درصد در اواخر قرن نوزدهم رسید و در پایان جنگ جهانی اول به ۷۰ درصد جمعیت قره باغ افزایش پیدا کرد و بدین گونه قره‌‌باغ به منطقه‌ای عمدتا ارمنی‌نشین تبدیل شد، ولی با استقلال ارمنستان و آذربایجان از امپراطوری روسیه در سال ۱۹۱۸ اختلاف بر سر حاکمیت این منطقه آغاز شد. با تثبیت سلطه و قدرت اتحاد جماهیر شوروی، این حکومت در سال ۱۹۲۳ ولایت (استان یا اوبلاست)خودمختار قره باغ کوهستانی را درون جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ایجاد کرد.

روند ارمنيزاسيون کردن قره باغ تا آنجا پیش رفت که در هنگام فروپاشی شوروی از جمعیت 180هزار نفری آن 140هزار نفر ارمنی و بقیه آذربايجاني بودند که اين رقم در سال 1994 بعد از اخراج کامل آذربایجانی ها از قره باغ به ۱۰۰ رسیده است. باید این نکته را هم اضافه کرد که با وجود اینکه جمعیت خود ارمنستان در طی سال های جنگ و بعد از آن دائماً رو به کاهش بوده است، جمعیت قره باغ همواره افزایش داشته است.

در واقع مشاهده مي شود که روسیه تزاری پس از انعقاد قراردادهای گلستان (1813) و ترکمانچاي (1828)، ارامنه ساکن در ایران را به مناطق تحت تسلط خود کوچانده و مناطق مسلمان‌نشین ایروان و قره‌‌باغ را برای اسکان ارامنه تازه ‌وارد در نظر گرفت. به دنبال وقوع جنگ‌های عثمانی و روسیه، جمعیت ارامنه مناطق شرقی امپراطوری عثمانی با روس‌ها متفق شده و علیه دولت عثمانی وارد جنگ شدند. به دنبال شکست ارامنه در این جنگ، مجبور به مهاجرت به داخل مرزهای روسیه شده و ترکیب جمعیتی خان‌نشین ایروان و قره‌باغ را به نفع ارامنه تغییر دادند.

با وجود این وضعیت تاریخی مشخص، اکنون مدعاهای دو طرف درگیر (ارمنستان و آذربایجان ) چگونه صورتبندی می شود؟
آنچه پرواضح است این است که ادعاهای طرف ارمنی در ميان خودشان متناقض و از منظر حقوقي برخلاف قواعد بین المللی مبنی برضرورت حفظ تماميت ارضي کشورها است. از یک سو ادعای استقلال قره باغ و مبارزه ارامنه قره باغ برای نیل به آن مطرح میشود، از دیگر سو ادعای پیوستن قره باغ به خاک ارمنستان صورت می گیرد، و دردو حالت موضوع شهر لاچين که کریدور میان قره باغ و ارمنستان است رخ می نماید. یعنی طرف ارمنی در هر دو حالت تضمین بین المللی می طلبد که لاچين به عنوان کریدور مورد استفاده آنها قرارگیرد. باید اضافه کنم که استقلال قره باغ در پارلمان ارمنستان در چند نوبت در سالهای اخیر مطرح شده اما به تصویب نرسیده است.

آذربایجان به استناد قواعد بین المللی بر بازگشت همه اراضی اشغالی خود و تأمین تمامیت ارضی اش براساس قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد است و برای اعطای خود مختاری تمام عیار به قره باغ در ترکیب آذربايجان اعلام آمادگی کرده است. اما واقعیت این است که 20 درصد خاک آذربايجان بیش از 22سال است که تحت اشغال ارمنستان است و حقیقت این است این اراضی تحت اشغال است و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل اجرا نمیشود و گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا به ریاست سه گانه آمریکا، فرانسه و روسيه که مسئولیت حل و فصل صلح آمیز این بحران را دارد تاکنون دهها بار عازم این منطقه و سرگرم گفتگوهای بی نتیجه شده اند.

رویکردهای قدرت‌های بزرگ در بحران قره باغ چیست؟

اشغال قره باغ و دیگر شهرهای آذربایجان توسط ارمنستان با کمک مستقیم روسیه با هدف سلطه بر آذربایجان و قفقاز جنوبی صورت گرفته است.مسکو با ایفای بازی دوگانه ازیک سو به قطعنامه های شورای امنیت مبنی بر حفظ تمامیت ارضی آذربایجان و تخلیه اراضی اشغالی از سوی ارمنستان رأی مثبت داده و از سوی دیگر به تصرف این اراضی مساعدت نموده است و از آن به منظور تحت نفوذ قرار دادن آذربایجان بهره برداری میکند.

غربیها هم با اتلاف وقت موجب استمرار این اشغال شده اند.برغم اینکه تحولات این منطقه را دارای ماهیتی دینی نمیدانم اما رویکرد سه رئیس گروه مینسک را که هرسه مسیحی هستند درقبال خاک یک کشور مسلمان رویکردی ايدئولوژيک می پندارم. برای غرب و روسیه وجود کشوری کاملا مسیحي در میان سه کشور مسلمان ایران، ترکیه وآذربايحان موضوعی استراتژیک تلقی میشود. مقوله ای شبیه اسرائیل در قلب کشورهای مسلمان خاورمیانه. برغم اینکه روسیه ازاهرم قره باغ برای تنظیم روابط خود با غرب بهره برداری میکند نمیتوان گفت که این موضوع ادامه بازی شبه جنگ سرد میان شرق و غرب است؛ زیرا روسیه، شوروی نیست و توان بازي جنگ سردی ندارد، ضمن اینکه برغم اختلافاتش با آمریکا و غرب ، منافع مشترکی هم با آنها دارد.

دراین میان رویکرد قدرت های منطقه ای یعنی ترکیه و ایران در بحران چیست؟
ترکیه آشکارا از آذربایجان حمایت می کند و مرزهای خود را با ارمنستان مسدود نموده و روابط سیاسی اش را با این کشور قطع کرده واعلام نموده تا زمان حل بحران قره باغ این وضعیت را ادامه خواهد داد. هرچند که روابط ترکیه و ارمنستان به دلیل ادعای قتل عام ارامنه در 15آوريل 1915 توسط عثمانيها از سوی ارمنستان و ادعای ارضی ارمنستان بر آغری داغ ترکیه که نام آرارات برآن نهاده است، تنش آلود و قطع شده، بعید بنظر میرسد ترکیه به دلایل مختلف من جمله عضویت در ناتو وارد حمایت نظامی عملیاتی از آذربایجان شود؛هرچند که اساساً بازيگردانان اصلی بحران و در رأس آنها روسیه مانع اصلی ادامه جنگ میان ارمنستان و آذربايجان هستند؛ مگر به صورت مقطعی با اهداف خاصی روسيه درگیریها را تشدید کند، آنگونه که اخیرا در اواسط فروردین رخ داد.

موضع ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

ایران در قبال تصرف اراضی آذربایجان موضع بینابینی اتخاذ کرده و ضمن گسترش روابط با ارمنستان بر حل بحران قره باغ براساس قواعد حقوق بین الملل تاکید کرده است. البته در برخی مقاطع زمانی کمک های نظامی به آذربایجان هم نموده است. دلایل اصلی عدم حمایت قاطع ایران از آذربایجان را باید در پايين بودن سطح اعتماد متقابل میان دو کشور از رهگذر حساسیت های آذربایجان نسبت به رویکرد ايدئولوژيک ایران در قبال کشورهای مسلمان به ویژه شیعه مذهب و مقوله صدور انقلاب اسلامی و روابط ایران با ارمنستان از یک سو و حساسیت ایران نسبت به طرح موضوع آذربایجان ایران در محافل سیاسی و علمی جمهوری آذربایجان و روابط آذربایجان با اسرائیل و همگرایی باکو با غرب جستجو کرد.

سازمان ملل در بحران قره باغ چه رویکردی اتخاذ کرده است؟
از زمان اشغال قره باغ تاکنون، شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه صادر کرده است. قطعنامه ۸۲۲ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۹۳ طی نشست ۳۲ام با ۱۵ رای موافق، ۰ مخالف و ۰ رای ممتنع تصویب شد. در این قطعنامه بر غیر قابل قبول بودن تغییر مرزهای بین المللی و ممنوعیت توسل به زور در تصرف سرزمین های دیگر کشورها تاکیده شده و در بند یک آن خواستار توقف هرچه فوری همه مخاصمات و فعالیت های خصمانه و بر قراری آتش بس دائم و همچنین خروج فوری نیروهای اشغالگر از کلبجر و سایر نقاط اشغالی جمهوری آذربایجان شده است

در قطعنامه ۸۵۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۳ طی نشست ۵۹ام با ۱۵ رای موافق، ۰ مخالف و ۰ ممتنع تصویب شد، بر حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان و سایر کشورهای منطقه تاکید شده است.
در بند یک این قطعنامه، تصرف منطقه اقدام و سایر مناطقی که در آن زمان از قلمرو جمهوری آذربایجان به اشغال در آمده است، محکوم شده است. در بند ۳ همین قطعنامه نیز توقف فوری همه مخاصمات و عقب نشینی بی قید و شرط نیروهای اشغالگر از منطقه آغدام و دیگر مناطق اشغالی آذربایجان آمده است. در بند نهم نیز از دولت ارمنستان خواسته شده است که با اعمال نفوذ موثر بر قره باغ جهت رسیدن به توافق در اجرای قطعنامه ۸۲۲ و ۸۳۵ و پذیرش طرح پیشنهادی گروه مینسک توسط طرف ارمنی اقدام کند.

قطعنامه ۸۷۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در تاریخ ۱۴ اکتبر ۱۹۹۳ طی نشست ۹۲ام با ۱۵ رای موافق، ۰ مخالف و ۰ ممتنع تصویب شد، دوباره بر قطعنامه های ۸۲۲ و ۸۵۳ تاکید شده است. در بند اول از طرفین خواسته شده است با گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری در اروپا برای برقراری آتش بس دائم و موثر با همکاری و مساعدت فدراسیون روسیه همکاری کنند. در بند ۱۲ آمده است که موضوع اشغال اراضی جمهوری آذربایجان به صورت فعال در شورای امنیت مورد بررسی قرار گیرد.

قطعنامه ۸۸۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۲ نوامبر ۱۹۹۳ طی نشست ۳۳۱۳ام با ۱۵ رای موافق، ۰ مخالف و ۰ ممتنع تصویب شد. در این قطعنامه از تشدید مخاصمات مسلحانه به عنوان نقض آتش بس و کاربرد نیروی نظامی در پاسخ به این نقض، به ویژه منطقه زنگیلان و هورادیز جمهوری آذربایجان ابراز نگرانی شده و بر حاکمیت و تمامیت ارضی تاکید و بر غیر قابل تغییر بودن مرزهای بین المللی و ممنوعیت توسل به زور جهت تصرف سرزمین دیگران تاکید شده است. در بند دوم از دولت ارمنستان می خواهد از نفوذ خود بر ارامنه قره باغ برای به دست آوردن رضایت آنان استفاده نموده و با اتکا به قطعنامه های ۸۲۲، ۸۵۳ و ۸۷۴ تضمین نماید که عوامل درگیر در مناقشه از عملیات استفاده نکنند.

در شرایط فعلی یک بازيگر جدید نیز درمنطقه هست که برمناسبات مختلف بین المللی تاثیر می گذارد و آن داعش است. به نظر شما تاثیر داعش بر بحران قره باغ چگونه خواهد بود؟
داعش تاثیر مستقیمی بر تحولات قره باغ ندارد اما از آنجا که میتواند در پشت صحنه ارامنه افراطی قرار گيرد و حتی همکاری میان آنها شکل بگيرد قابل توجه است. داعش ضد شیعه از پاکسازی شيعيان قره باغ خوشحال است واز این منظر درکنار غرب و روسیه قرار میگیرد.

در اين ميان احساسات دینیِ مسلمانان جهان به خصوص شیعیان منطقه و قره باغ چه وضعیتی دارد؟
احساسات دینی خاصی از سوی مسلمین جهان نسبت به کشتار آذريها و اشغال خاک آذربایجان توسط ارمنستان مشاهده نشده است؛ صرفا در نشست های سازمان همکاری کشورهای اسلامی و اکو مواضعی ظاهری و غیر کارا به نفع آذربایجان اتخاذ شده است. شیعه بودن اکثریت مردم جمهوری آذربایجان و آذريهاي رانده شده ازقره باغ، مانع از آن شده که جهان اسلام حساسیت زیادی نشان داده شود. مردم آذربایجان از ایران انتظار حمایت دارند که به دلایلی که پیشتر اشاره کردم این امر اتفاق نيفتاده است. آذريها از مواضع ترکیه و پاکستان دررابطه با بحران قره باغ بیشترین رضایت را دارند.

ضعف ها یا بهتر بگوییم دلیل ناکارآمدی گروه مینسک در حل بحران قره باغ چه بوده است؟

گروه مینسک متشکل از کشورهای غیر مسلمان است، روساي سه گانه اش از بازيگران مطرح جهانی هستند. روسیه به عنوان یکی ازروساي گروه مینسک از ادامه بحران قره باغ بهره ها می برد، برای اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل تمایلی نشان داده نمی شود، لابی ارمنی در فرانسه و امریکا بر فعالیت این گروه تاثیر گذاراست، آمریکا علاقمند به ادامه بازی در قفقاز جنوبی و مناطق پيرامونی روسيه با این کشوراست تا هزینه های روسیه را بالا ببرد و او را در مناطق مختلف سرگرم کند تا به موازات تحریمها موجب تضعیف روسیه گردد. ادامه بحران همچنین موجب تقویت محور مسیحی با توجه به اتصال ژئوپوليتیک ارمنستان وگرجستان میگردد.

به نظر میرسد یک فاصله دیپلماتیک در قفقاز وجود دارد که برای ایران فرصتی برای اعمال ديپلماسي هوشمندانه است، نظر شما چیست؟
محوراصلی موضوعات مربوط به قفقاز جنوبی برقراری صلح در این منطقه برای رسیدن به ثبات و امنیت پایدار است. به دلیل اعمال سیاستهای سلطه طلبانه روسیه در این منطقه سه کشور گرجستان، آذربایجان و ارمنستان در شرایط بی ثباتی قراردارند که با شدت و حدت متفاوت موجب عقب ماندن آنها از مسیر توسعه همه جانبه شده است.

هرگونه مذاکره از سوی کشورهای پيراموني قفقاز جنوبی و بازیگران فرامنطقه ای باید در راستای نیل به برقراری صلح و تأمین امنیت این منطقه صورت گیرد، اما به دلیل اختلاف منافع بازیگران منطقه ای و جهانی با يکديگر تاکنون به نتیجه نرسیده است. دراین میان روسیه به دلیل نگرانیهای امنیتی در درون فدراسیون خود در قفقاز شمالی و رویکرد حیات خلوتی به قففارجتوبی و پیگیری سیاست شبه شوروی مقام نخست را در امنیت زدایی در این منطقه از طریق کمک به نقض تمامیت ارضی گرجستان با جداسازی آبخازيا و اوستياي جنوبی از بدنه اصلی این کشور و کمک به اشغال 20 درصد خاک آذربایجان توسط ارمنستان دارد.

ایران در همسایگی قفقاز جنوبی در شرایطی می تواند نقش موثری دراین منطقه بویژه در فرایند حل بحران قره باغ ایفا کند که با آذربایجان به سطح اعتماد متقابل حداکثری برسد و سیاست تعامل سازنده با نظام بین الملل با رویکرد واقع بینانه را با عمق بیشتری ادامه دهد.

بدیهي است امنیت در قفقاز زمانی به نتیجه خواهد رسید که همه کشورها منطقه ای وفرامنطقه ای به منافع مشترک ورويکرد مشترک برسند و هیچ یک ازآنها از استمرار بحران ارتزاق نکند یا اینکه جملگی احساس کنند استمراربحران به زیان آنهاست.

چرا ایران نمی تواند از این بحران آنطور که بايد به نفع منافع ملی، منافع ایدئولوژیک و منافع منطقه ای خود بهره ببرد؟

در طول سالهای پس از استقرار جمهوری اسلامی همواره بروز و ظهور پارادوکس میان منافع ملی و منافع ايدئولوژيک در سیاست خارجی ایران را شاهد بوده ايم.
رویکرد ايران درقبال بحرانهايي مانند قره باغ، کشمیر، چچن، اوضاع علویان در ترکيه و مواردي از این قبیل نمو نه هایی از این پارادوکس ها هستند. منافع ملی و ایدئولوژیک همیشه قابل جمع نيستند. البته که در غايت امر در نظام کنونی تک چند قطبی سلسله مراتبی بلا تکليف همواره کفه ترازوی منافع ملی بر کفه منافع ايدئولوژيک سنگینی نموده و خواهد نمود. فرجام هسته ای نیز حاصل پذیرش جبری قواعد حاکم بر نظام بین الملل و ارجحیت منافع ملی در سیاست خارجی بود.

منافع منطقه ای یکی از محورهای منافع ملی است. برای تامین آن باید به سازوکارهای امنیتی مشترک با کشورهای همسایه و فرا همسایه رسید. لذا ایران و کشورهای منطقه بايد به ترتیب از مراحل اختلاف به رقابت سازنده وسپس به فاز همکاری بر اساس منافع مشترک برسند، درغیر اینصورت صورت هزینه هایشان افزایش، سودهايشان کاهش و از گامهای توسعه باز خواهند ماند. البته دراین میان نقش عوامل داخلی نیز کمتر ازعوامل خارجی نیست و میزان توسعه در هر کشوري با سطح و عمق مردمسالاريش ارتباط مستقیم دارد. موضوعی که جهان اسلام را می رنجاند و جهان غیر اسلام عمدتا از آن خشنود است.

آینده بحران چه می شود؟ وضعیت های محتمل چيستند؟
مذاکرات انجام شده در سطوح مختلف مقامات دو کشور درگیر اعم از روسای جمهوری و وزرای خارجه که با هماهنگی گروه مینسک و روسیه در چندین نوبت صورت گرفته و مذاکرات روسای گروه مینسک با مقامهای آذربایجان وارمنستان درطول دو دهه گذشته به نتیجه ای نیانجامیده است.
روسیه که نقش اصلی را درايجاد بحران قره باغ داشته، تلاش میکند همین نقش را در پایان دادن به این بحران ایفا کند. طرحهای مختلفی در طول سالهای گذشته به میان آمده اما با مخالفت های روسیه وعدم اقناع یکی از طرفین درگیر پذیرفته نشده است.
ارمنستان و روسیه تلاش دارند جمهوری خودخوانده قره باغ کوهستانی را هم به عنوان یکی از طرفهای اصلی مذاکره وارد میدان مذاکرات کنند که مورد پذیرش آذربایجان واقع نشده است. ازطرفی روسیه با تاسیس اتحادیه اقتصادی اورآسيا و جلب ارمنستان به این اتحادیه درکنارقزاقستان، قرقیزستان و بلاروس، از دیگر کشورهای مشترک المنافع هم از جمله آذربايجان دعوت به عضویت در اين اتحادیه کرده است و این پیام را به باکو داده است که اگر در این اتحادیه عضو شود روسیه کمک خواهد کرد تا بخشهای عمده ای از اراضی اشغال شده اش آزاد شود.

در حال حاضر سناریوی آزادی احتمالی شهرهای فضولي، آقدام، قبادلي، جبراییلي، خوجاوند و زنگيلان و موکول شدن آزادی و تعیین تکلیف ديگر اراضی اشغالی به زمان بعدی منوط به امتیازگیری از باکو از سوی روسیه پیگیری می شود.
در مورد قره باغ کوهستانی، ارامنه قره باغ بر استقلال، دولت ارمنستان بر پیوستگی با خاک ارمنستان و دولت باکو براعطای حداکثر خودمختاری به قره باغ در ترکیب خاک آذربایجان و بازگشت آدرسهای رانده شده به قره باغ تاکید می ورزند.
ارامنه قره باغ برگزاری رفراندوم در رابطه با تعیین تکلیف این منطقه را مطرح میکنند اما با توجه به اینکه حتی اگر چهل هزار آذری اخراج شده ازقره باغ به آنجا برگردند، ترکیب جمعیتی با حضور حداقل 140هزار نفر ارمنی (آمار قبل از شروع جنگ که احتمالا با اسکان دادن ارامنه از ارمنستان و مناطق شوروی سابق افزایش داشته باشد)، به نفع ارمنیها خواهد بود. این در حالیست که رفراندوم هم از سوی آذربایجان رد شده است.

در مورد شهر لاچين که کریدور میان قره باغ و ارمنستان است، قرار گرفتن تحت نظارت بین المللی در ترکیب آذربایجان با تضمین تردد ساکنان قره باغ به ارمنستان مطرح شده است. راهکار دیگری که برای حل مشکل کریدور قره باغ و ارمنستان سالها پیش از سوی پل گوبل استراتژیست آمریکایی مطرح شده بود، موضوع تبادل ارضی میان آذربایجان و ارمنستان بود. به این صورت که آذربایجان در قبال واگذاری لاچين به ارمنستان بخشی از اراضی ارمنستان را در حد فاصل نخجوان و آذربایجان دریافت کند. ازآنجا که این طرح سبب می شود ارمنستان مرز 41 کيلومتری خود با ايران را از دست بدهد مورد موافقت ارمنستان قرار نگرفت، البته ایران هم نسبت به این طرح اعتراض کرده بود.

شهرشوشا هم که مشرف به خانکندي مرکز قره باغ و تحت اشغال ارمنستان است درصورت پذیرش طرح روسیه در احتمالا در مرحله اول یا بعد آزاد خواهد شد. درطرح مدنظر روسیه که گروه مینسک نیز چندسال پیش از این طرحی مشابه آنرا در مادرید اسپانیا ارائه داد و به طرح صلح مادرید معروف شد شعر اشغالي کلبجر که به عنوان خط حائل قره باغ و دیگر شهرهای اشغالی از جهت امنیتی برای ارمنستان حايز اهمیت است، برای مدت مشخصی تحت نظارت بین المللی قرار خواهد گرفت تا تضمینی برای عدم تحرکات نظامی آذربایجان از شهرهای اشغالی آزاد شده علیه قره باغ باشد.

این طرح چقدر شانس پذیرفته شدن دارد؟

تحولات قره باغ نشان میدهد که این طرح از احتمال پذیرش زیادی برخورداراست. با این حال به دلیل پیچیدگی های بحران و تضاد منافع بازیگران و ما به ازاهای مدنظر مسکو نمی توان قاطعانه زمان حل اين بحران را پیش بینی کرد. هرچند که روسیه در تلاش است از فرصت سردی مناسبات باکو با واشنگتن و بروکسل بهره برداری حداکثری نموده و آذربایجان را به پذیرش عضویت در اتحادیه اقتصادی اورآسيا و در گام بعدی عضویت در پيمان امنیت دسته جمعی درون مشترک المنافعي اقناع سازد. البته باکو هم به آمریکا و اروپا اين پیام را میدهد اگر با ما نباشيد به سوی مسکو خواهیم رفت.

اگر بحران حل نشود؟ چه تاثیری بر ایران دارد؟
فرسایشی شدن بحران قره باغ هرچند واکنشهایی در داخل ایران به ویژه درمیان آذريهاي ایران دارد اما با توجه به موضع بینابینی ایران و طرح این موضوع از سوی رهبری نظام که قره باغ خاک اسلام است و هرکس در دفاع از آن جان خود را ازدست دهد شهید محسوب میشود، مایه خرسندی در میان مردم شده است که می تواند تا حدودی از روابط ایران و ارمنستان که مورد نارضایتی بخشهایی از جامعه ایران و مجموعه اتباع جمهوری آذربایجان است سم زدایی کند. لذا عدم حل بحران در شرایط کنونی ایران، مشکلی ایجاد نمیکند.
اما از جهت خارجی ادامه بحران منافع و مضاری برای ایران دارد. دور ماندن مسلمانان قره باغ و سایر مناطق اشغالی آذربایجان از موطن اصلی شان سبب تقویت کریدور مسیحي خواهد شد و رویکرد ايدئولوژيک نظام در این بخش از خاک اسلام کاربردی نخواهد داشت. اما عدم وجود روند ترک گرایی در این منطقه مزیتی برای نظام محسوب خواهد شد. از سوی دیگر تقویت حضور روسیه در قفقاز جنوبی محدويتهای موجود ایران در این منطقه را بیشتر خواهد کرد.


برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «چرا قره باغ مهم است؟/ بررسی پیامدهای تشدید بحران و تأثیر منطقه‌ای آن» اینجا کلیک کنید.

اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( خبر آنلاین ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-5763) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
منبع : خبر آنلاین

تبلیغات



جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات