دوگانه‌ نژادي

اين يادداشت در ادامه افزود: اين اتفاق يك هفته قبل در ورامين افتاده و در چند روز اول، خبرش جز در يكي دو سايت و چند گروه تلگرامي، بازتاب نداشته است. يكي از دلايل، وقوع جرم در خارج از محدوده تهران است. مثل هر اتفاق ديگري كه در شهرهاي ديگر مي‌افتد و به دليل دوري از مركز، يا انعكاس خبري چنداني پيدا نمي‌كند يا با تاخير به خبرنگاران مركزنشين مي‌رسد. علت آن، ضعف خبرنگاران در شهرستان‌ها، لينك نبودن با خبرنگاران رسانه‌هاي سراسري، ضعف خبـرنگاران رسانـه‌هاي سراسري در ارتباط گرفتن با حوزه‌هاي خبري در شهرستان‌ها، اهميت بيشتر خبرهايي كه در پايتخت رخ مي‌دهد و مسائلي از اين دست است
... اما هر چه هست، باعث مي‌شود خبرهايي غير از خبرهاي پايتخت، كمرنگ‌تر و با تاخير، انعكاس رسانه‌اي پيدا كنند.
اين يك سوي ماجرا است و مي‌توان بخشي از تاخير اطلاع‌رساني درباره اين خبر را، به اين موضوع مرتبط دانست.
اما نكته‌اي كه اين تاخير به آن دامن زد، طرح مسائل نژادي درباره حادثه بود. اينكه افغانستاني بودن قرباني، باعث شده حادثه در سكوت خبري و بي‌توجهي كاربران ايراني شبكه‌هاي مجازي فرو برود.
حتي برخي ادعايي مبني‌بر اين مطرح كردند كه افغانستاني بودن قرباني، باعث خلل در رسيدگي قضايي پرونده شده يا مي‌شود؛ ادعايي كه با نگاه به پرونده‌هايي كه شاكي يا قرباني، از اتباع افغان بوده است، رد مي‌شود و گاه عجيب و مشكوك مي‌نمايد.
شايد واكنش چند مسئول و روزنامه‌نگار افغان نسبت به سكوت خبري در ايران را بتوان درباره شبكه‌هاي مجازي صادق‌تر دانست تا رسانه‌هاي رسمي. اما همين شبكه‌هاي مجازي و كاربران ايراني آن، در 24 ساعت گذشته واكنش‌هاي تندتري را درباره موضوع دختر افغان و فجيع بودن قتل و تجاوز نشان داده‌اند.
نقدهايي تند به «ما ايراني‌ها» كرده‌اند و از توحش پسري گفته‌اند كه 17 سال دارد و خواسته‌اند دستگاه قضايي به جديت رسيدگي و برخورد كند.
شايد برخي از اين كاربران، همان‌هايي باشند كه با شنيدن خبر سرقت، قتل، تعرض يا تجاوز ازسوي اتباع افغان، با تاكيد بر افغانستاني بودن متهمان، خواستار شديدترين برخوردها مي‌شوند. اين نگاه‌ها و درست كردن اين دوگانه‌هاي نژادي چه زماني كه عليه اتباع افغان بود و چه حالا كه در حمايت از آنهاست، هم اتباع افغان را زير سوال برده و مي‌برد و هم چهره ايراني‌ها را مخدوش مي‌كند.
كاربران شبكه‌هاي مجازي حالا كمي از آن سوي بوم افتاده‌اند؛ نه به آن سكوت چند روز اول حادثه، و نه به اين واكنش‌هاي تند و نژادي كه «فرقي بين ايراني و افغانستاني نيست و بايد دستگاه قضايي به‌شدت برخورد كند» و «بايد از خانواده مقتول دلجويي شود» و نه به آن نگاه‌هاي نژادي و غيرانساني به اتباع افغان و تفاوت قائل شدن بين مجرمان ايراني و مجرمان افغان، نه به اين خودزني نژادي كه واي بر ما ايراني‌ها!
بايد كمي همه‌جانبه به چنين موضوعاتي نگاه كرد.
1- در ايران مثل هر كشور ديگري جرائمي رخ مي‌دهد. از سرقت گرفته تا قاچاق و قتل و آدم‌ربايي و... ؛ با آمار و ريشه‌هايي مختلف در نقاط مختلف كشور. قتل‌هاي فجيع و همسركشي و فرزندكشي و... هم در ايران رخ مي‌دهد و هم در قلب اروپا با تعدادي متفاوت. فقر ريشه بسياري از جرائم در ايران است و البته اين علت در جرائمي كه حداقل در كشورهاي اروپاي غربي رخ مي‌دهد نقش كمرنگ‌تري دارد. اما نه با يك قتل فجيع در ايران، نه با قتلي فجيع در افغانستان و نه با قتلي فجيع در آلمان، نمي‌توان به توحش يك جامعه پي برد! توحشي كه در بعضي كامنت‌هاي كاربران ايراني شبكه‌هاي مجازي در يك روز گذشته به آن اشاره مي‌شود.
2- درباره واكنش ضعيف شبكه‌هاي مجازي در روزهاي اول وقوع اين حادثه و دلخوري چند مسئول و روزنامه‌نگار افغان، بعد از مد نظر قرار دادن موضوعي كه در بالا اشاره شد، يعني وقوع جرم در نقطه‌اي خارج از تهران كه تاثير زيادي در انتشار ديرهنگام خبر در رسانه‌هاي رسمي و به تبع آن شبكه‌هاي مجازي دارد، برادران افغانستاني نبايد گذشته را فراموش كنند و چشم بر حال ببندند. دو ميليون و 500 هزار تبعه افغان به‌طور مجاز و غيرمجاز در ايران زندگي، كار و تحصيل مي‌كنند. افرادي كه از سال‌ها قبل، از زمان جنگ گرفته تا تحريم‌ها، در ايران زندگي و از امكانات اين كشور استفاده كرده‌اند و البته ناديده گرفته نمي‌شود كه به سختي هم كار كرده‌اند.
با توجه به تعداد حدود دو و نيم ميليون تبعه افغان در ايران و حضور آنها در جامعه و با توجه به اينكه برخي از اين افغان‌ها، كارگراني هستند كه به لحاظ مالي و فرهنگي در شرايط مساعدي نيستند، جرائمي نيز ازسوي آنها رخ داده و مي‌دهد؛ آيا دوستان روزنامه‌نگار ما در كشور افغانستان آماري از قتل‌هاي رخ داده در ايران ازسوي تبعه‌هاي مجاز و غيرمجاز افغانستاني دارند؟ آيا در هيچ‌يك از اين موارد، مسئولي از مسئولان ايراني واكنش نشان داده است كه حالا از سكوت مسئولان ايراني در قبال قتل دختري افغان گلايه‌مند باشيم؟ بايد كمي منصفانه به موضوع اين حادثه نگاه كرد.
3- موضوعي كه در اين شلوغي به كلي ناديده گرفته شد، اين است كه متهم اين پرونده، نوجواني 17 ساله است. سال‌ها براي لغو مجازات اعدام براي كودكان زير 18 سال تلاش شده و حالا ماده 91 قانون مجازات جديد، با نگاه نو، اعدام افراد زير 18 سال را منوط به تاييد بلوغ ذهني آنها كرده كه در همه موارد، نداشتن بلوغ اين افراد تاييد مي‌شود و اين ماده نجات‌بخش، افراد زير 18 سال را از مجازات اعدام نجات مي‌دهد.
حالا برخي كاربران بدون در نظر گرفتن سن متهم پرونده، حتي خواستار اعدام سريع‌تر او شده‌اند. سوي ديگر ماجرا همان نگاه يك‌جانبه‌اي است كه تنها جرم را مي‌بيند و مجرم را. نه سن مجرم، نه شرايط زندگي و منطقه فقيرنشين وقوع جرم، نه شرايطي كه باعث شده نوجواني 17 ساله دست به چنين جنايتي فجيع بزند، نه مسائل آموزشي و خانوادگي و نه هيچ مساله ديگري در اين نگاه احساسي و مجازات‌محور مورد توجه قرار نمي‌گيرد.
*منبع: روزنامه فرهيختگان، 30 فروردين 1395
**گروه اطلاع رساني**2059**9131

انتهای پیام /*

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «دوگانه‌ نژادي» اینجا کلیک کنید.

اشتراک گذاری:
منبع این خبر سایت ( ایرنا ) است و پورتال سیحو در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد (sh-5946) را همراه با ذکر موضوع به شماره 50002030405034 پیامک فرمایید
برچسب ها : دوگانه نژادي
منبع : ایرنا

تبلیغات



جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات